اين نوشته مرسی بخاطر همه چيز، مرسی بخاطر عشق که بهش اشاره کردی ربطی به موضوع امروز من و تو نداره، من یه سپاسگزاری به يک نفر بدهکار هستم برای هميشه و کاملا اتفاقی اينجا (توی اين وبلاگ)تو و اون توی يه صف قرار گرفتين!
من هم عشق رو -مثل ديگران- از ديد خودم می سنجم و می بينم ولی براش ارزش و بزرگی ويژه ای قائلم که اين با ديگران اندکی فرق داره.
داستان عشق من هم -فقط- برای خودم ارزشمند هست، نشان به آن نشان که هر امامزاده ای برای پيروان خودش و هر استادی هم برای شاگردانش اهميت دارد و من نمی توانم ارزشهای خودم را بعنوان سمبل جهان بشری به همگان معرفی کنم!
گفتی خربزه را با شيرينی بخوريم بهتر است ولی مگر خبر نداری که هر خربزه ای لرزه آور است، ترش و شيرين هم ندارد، به جای خوردن خربزه بهتر بود هندوانه يا گلابی يا حتی پرتقال می خورديم که هر چند ترش و شور است ولی دست کم لرزه آور نيست! (Please change your VIEW)
به هر حال آفتی رسيده و مصيبتی فرود آمده و تير غصه ای قلب کوچکت را درنورديده، چاره در رهايی و شادی و فرار از افسردگی است.
دست از کار و زندگی کشيدن و تنها و بی کس ماندن راه چاره نيست، زندگی هنوز به تو لبخند می زند. سال پيشتر بهت گفتم که تو همون انسان هستی با قابليتها و تجربه های بيشتر، امسال بی ترديد قابليتها و تجربه هايت بيشتر شده اند.
اصلا اينها را ول کن، برو شکر گذار باش که بدتر از اينها به سرت نيامده، چه می دانم؟ شايد هواپيمايت در سرزمين آدمخواران سقوط می کرد؟؟؟
اينجوری آدم آسوده تر می شه، چون هنوز يک فرصتهايی داره، به فرصتها و توانايی ها بيانديش لطفا! مرسی.
من هم عشق رو -مثل ديگران- از ديد خودم می سنجم و می بينم ولی براش ارزش و بزرگی ويژه ای قائلم که اين با ديگران اندکی فرق داره.
داستان عشق من هم -فقط- برای خودم ارزشمند هست، نشان به آن نشان که هر امامزاده ای برای پيروان خودش و هر استادی هم برای شاگردانش اهميت دارد و من نمی توانم ارزشهای خودم را بعنوان سمبل جهان بشری به همگان معرفی کنم!
گفتی خربزه را با شيرينی بخوريم بهتر است ولی مگر خبر نداری که هر خربزه ای لرزه آور است، ترش و شيرين هم ندارد، به جای خوردن خربزه بهتر بود هندوانه يا گلابی يا حتی پرتقال می خورديم که هر چند ترش و شور است ولی دست کم لرزه آور نيست! (Please change your VIEW)
به هر حال آفتی رسيده و مصيبتی فرود آمده و تير غصه ای قلب کوچکت را درنورديده، چاره در رهايی و شادی و فرار از افسردگی است.
دست از کار و زندگی کشيدن و تنها و بی کس ماندن راه چاره نيست، زندگی هنوز به تو لبخند می زند. سال پيشتر بهت گفتم که تو همون انسان هستی با قابليتها و تجربه های بيشتر، امسال بی ترديد قابليتها و تجربه هايت بيشتر شده اند.
اصلا اينها را ول کن، برو شکر گذار باش که بدتر از اينها به سرت نيامده، چه می دانم؟ شايد هواپيمايت در سرزمين آدمخواران سقوط می کرد؟؟؟
اينجوری آدم آسوده تر می شه، چون هنوز يک فرصتهايی داره، به فرصتها و توانايی ها بيانديش لطفا! مرسی.
0 comments:
Post a Comment